دات نت نیوک
دوشنبه 26 آذر 1397
شما اینجا هستید    پژوهش مقالات

مقالات

یکشنبه 10 بهمن 1395
تعداد بازدید: 507
تعداد نظرات: 0

چالش های حیات وحش ایران

 

چالش های حیات وحش ایران

 

کشورایران با توجه به اقلیم متنوع ، تنوع زیستی منحصر به فردی دارد و نمونه های گیاهی و جانوری بسیار متنوعی را دارا می باشد. به طوریکه به لحاظ پوشش گیاهی کوچکترین استان ایران یعنی کهکیلویه و بویر احمد به اندازه دوبرابر کل اروپا دارای انواع گونه های گیاهیاست .ضمن اینکه کشورما با داشتن بیش از 500گونه پرنده مهاجر و غیر مهاجر به اندازه کل قاره اروپا در پرندگان متنوع است. کوچکترین پستاندار دنیا، حشرهخور کوتوله و بزرگترین پستاندار دنیا، نهنگ در ایران زندگی می کنند.

وجود اقلیم بسیار سرد در ارتفاعات علم کوه ، سیالان و یا اردبیل - تالش و اقلیم بسیار گرم و بیابانی در دشت کویر و کویر لوت ، وسعت دامنه تغییرات دمایی (حدود 100 درجه سانتی گراد ) در سطح کشور از بروجن در زمستان با دمای30 - درجه سانتی گراد تا کویر لوت در تابستان با دمای 67 درجه سانتی گراد گواهی بر این تنوع اقلیم در سرزمین ما می باشد.

مسئله ای که بر این مهم صحه می گذارد و شاید این تنوع را پررنگ ترنشان دهد اقلیم مربوط به شهر تهران است به طوریکه در یک روز در ارتفاعات دربندسرو شمشک اسکی روی برف امکان پذیر است ، در همان روز در پیست آزادی اسکی روی آب می توان کرد و باز هم در همان روز در محدوده منطقه 20تهران (شهر آفتاب) شرایط برای کویرنوردی فراهم است !و این در حالی است که شرایط زیست – محیطی شهر تهران به دلیل افزایش آلاینده ها ، افزایش جمعیت و رشد فزاینده ساخت و ساز به مخاطره افتاده است . در نتیجه به تبع این اقلیم بسیار متنوع ساختارهای زمین شناسی بسیار ویژه ای در قالب سازندهای متفاوت در نواحی مختلف ایران شکل می گیرد و به دنبال آن پوشش گیاهی (فلور) خاصی به وجود می آید که خود منجر به پدیدآوری پوشش جانوری (فون) متنوعی می شود.

در چند سال اخیر در کشور ما مدیریت حیات وحش و زیستگاه ها دچار سوء مدیریت و تنوع در دیدگاه های کارشناسی شده و در نهایت آنچه رو به ضعف می رود تنوع و فراوانی حیات وحش کشور ماست. از این رو در این مقاله سعی شده به بیان پاره ای از موارد این مهم بپردازیم :

  1. تخریب زیستگاه ها

زیستگاههای موجود در کشور ما اعم از پارک های ملی ، مناطق تحت حفاظت و به طور کلی مناطق چهار گانه ، تحت مدیریت سازمان حفاظت و محیط زیست به دلایل متعددی دچار محدودیت و تخریب شده اند.چرای بی رویه دام در مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست از سوی دامدارانی که قانونا" از سازمان جهاد کشاورزی دارای مجوز چرای دام هستند، کم شدن علوفه که تعادل اکولوژیک را به هم می زد ، رها شدن سگ های گله و تماس حیوانات اهلی با حیات وحش که موجب انتقال بیماری از دام به حیات وحش می شود،مستثنیات وایزوله شدن زیستگاهها از هم که با احداث راه ها و فنس کشی اراضی ایجاد شده (کهامکان جابجایی حیات وحش کم شده،  تولید هتروزیگوت بیشتر، به تبع آن تنوع زیستی بالاتر و بقای بیشتر را منجر می شود مانند مناطق حفاظت شده خجیر ، سرخه حصار ، لاروورجین در تهران)همگی موجب تخریب زیستگاه ها شده است.

وضعیت آبشخورها موضوع دیگری است که به نوعی مربوط به شرایط زیستگاه می باشد و امروزه متأسفانه به دلیل تصاحب این آبشخورها توسط بشر جهت مصارف شرب یا کشاورزی حق آبه حیوانات رعایت نمی شود، از طرف دیگر ضدعفونی کردن آبشخورها نیز بسیار مهم است چرا که از انتقال بیماری میان حیوانات جلوگیری می کند.البته با توجه به روند خشک شدن آبشخورها دیگر به جای ضدعفونی آنها می باید بستر آنها را جارو کشید!

      علوفه دادن به حیات وحش یکی دیگر از موارد مهم در زیستگاهها است که لازم است در حاشیه این بحث مطرح گردد.این فعالیت در فصل سرما می تواند به عنوان کمکی برای       تغذیه حیوان باشد ولی دانستن این نکته ضروری است که دادن علوفه دستی به حیات وحش موجب می شود که این حیوانات ترس از انسان نداشته و در نتیجه به راحتی           توسط شکار کش ها شکار شوند.

  1. عدم مدیریت صحیح در حفاظت از مناطق چهار گانه

سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یک نهاد اجرایی فاقد قدرت و توان کافی جهت حفاظت از مناطق چهار گانه است که یکی از دلایل آن عدم مدیریت یکپارچه در حفاظت است. به این معنی که دریاها و دریاچه ها تحت مدیریت سازمان شیلات کل کشور است ، جنگل ها زیر نظر جنگلبانی ، مراتع زیر نظر سازمان منابع طبیعی و رودخانه ها تحت مدیریت وزارت نیرو اداره می شود.در صورتی که در همه ی این مناطق حیات وحش زندگی می کند حال آنکه تحت مدیریت واحد سازمان محیط زیست نیست.برای مثال سازمان حفاظت محیط زیست قانون ممنوعیت شکار و صید را تعیین می کند . این در حالی است که سازمان شیلات سالانه تعداد بسیار زیادی ایستگاه های ماهیگیری به جوامع محلی واگذار میکند، یا مثلا سازمان جنگلبانی تشخیص می دهد درختی قطع گردد در صورتی که شاید لانه پرندگان و حیوانات در آن باشد. بنابراین مرزبندی مشخصی جهت مدیریت مناطق حفاظت شده وجود ندارد. سدسازی ها و انحراف مسیر آب رودخانه جهت تامین آب و برق مصرفی و به طور کلی صدور برخی بخشنامه های نقیض از سوی نهادهای مختلف از جمله ضعف های مدیریتی ناشی از عدم مدیریت یکپارچه است.

آتش سوزی های خود بخودی ویا تعمدی یکی دیگر از موارد تهدید کننده مناطق تحت حفاظت است. حضور دامداران، گردشگران و محیط بانان در موارد خود به خودی و لجبازی های جوامع محلی و شکارچیان با سیاستهای سازمان حفاظت محیط زیست در موارد عمدی منجر به آتش سوزی در مناطق چهار گانه می شود.

از سوی دیگر روابط میان شکارچیان و محیط بانان تقابل است نه تعامل. به گفته ای دیگر به جای روابط دوستانه میان این دو قشر، روابط خصمانه و متقابل حاکم است. 119 محیط بان ما به دلیل سوانح رانندگی ، حوادث غیر مترقبه و یا درگیری با شکارکشها و برخی شکارچیان حیات وحش به درجه شهادت نایل آمدند.اما باید گفت در مقابل نیز تعدادی از شکارچیان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و جانب داری یکطرفه برای محیط بانان که البته انسانهای بسیار شریفی هستند کار درستی نیست.عدم مدیریت صحیح حیات وحش دلیل اصلی این خونریزی هاست و می توان با واگذاری اداره مناطق حفاظت شده به جوامع محلی و داشتن شکار قانونمند در راستای حفاظت به شیوه صحیح قدم نهاد. 

 نوشته :دکتر مجید نوائیان کارشناس و فعال محیط زیست

                                                                                                                                       

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: